نازنين يار
صداي جيك جيك گنجشكها كه مي آيد، ‌دلم تنگ مي شود به اندازه سوراخ جوراب مورچه هايي كه دور دفترچه خاطراتم حلقه زده اند، از بس بوي خاطرات شيرين دارد اين صفحات سفيد و سبز … 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک دوستان

سرفه ... سرفه ... سرفه می کنم. هنوز کم است. باید بیشتر سرفه کنم. تعداد سرفه هایم آنقدر نشده تا با آن بشود شهر را تعطیل کرد.

متاسفانه هنوز سالمم ظاهرا. نه تارهای صوتی ام آسیب دیده، نه تنگی نفس گرفته ام، و نه سکته قلبی زده ام.

گرچه می دانم همه این «آشنایان» به زودی به سراغ من و همشهری هایم خواهند آمد، چرا که ما سالهاست، سرفه می کنیم! در انتظار سرفه ای از مردم پایتخت تا بلکه به طفیلی آنان، به ادارات این سو اجازه تعطیلی بدهند!

***

ببین چه عادلانه! یک سرفه و چند ماسک هموطن پایتخت نشین برابراست با یک روز تعطیلی رسمی در تمامی استانهای غبارآلود؛

و ماهها سرفه ی هموطن خوزستانی نتیجه اش می شود یک گفتگوی غیر رسمی تلفنی دو مسئول استانی برای تصمیم گیری در رابطه با چگونگی وضعیت تعطیلی ادارات دولتی و مدارس در شرایط نامطلوب غبار آلود استان...

و جالب اینجاست که تعطیلی ادارات و مدارس، یک روز بعد از خاک خوردن همه اعلام می شود! یعنی سازمان هواشناسی بوق! هویج! لنگه کفش! هیچ کس نمیدانست امروز هوا خراب است!

***

خوزستان در هشت سال دفاع مقدس دین خود را به اسلام ادا کرد. چند سال باید بگذرد تا مسئولین دینشان را به خوزستان ادا کنند؟

***

من خوزستانی آنقدر گرد و خاک خورده ام که ماسک زدن برایم جلف است! به من می خندند اگر بگویم هوا آلوده است بیرون نمی روم!

اینجا به هر کس که روی دهانش ماسک می گذارد می گویند سوسول!

فاجعه آن روز است که همه اهوازی ها سوسول بشوند و مدارس تعطیل نباشد!!

 

*** 

تهرانی: سلام!

اهوازی: سلام!

تهرانی: امروز اهواز تعطیله؟

اهوازی: مگر باید تعطیل باشه؟

تهرانی: هوا خیلی آلوده است!

اهوازی: یعنی چی؟؟

تهرانی: گرد و غبار شدیدی توی هوا پیچیده!

اهوازی: مگر نباید بپیچه؟؟؟

تهرانی: سرفه های پیاپی تنگی نفس میاره!

اهوازی: مگر سرفه بعد از هر تنفس نمیاد؟؟؟؟

تهرانی: این همه آلودگی، آدمو از پا می ندازه!

اهوازی: مگه ما هم «آدمیم»؟؟؟؟!!

 

------  ببخشید، کمی دلم خیلی پر بود ... 

 

[ چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ فاطمه معین زاده ]

 

 

نازنین یار به زودی به روز خواهد شد با:

مثنوی حماسی - سیاسی

«حدیث سرخ»

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ فاطمه معین زاده ]

اتل متل یه تغییر       توی حساب کتابات

اتل متل یه نامزد        نامزد انتخابات

یکی که واسه اهواز     دوای هر چی درده

نه سیده نه دکتر         اما یه پارچه مرده

شجاعه و زرنگه          بگو مگو نداره

کلاه سرش نمیره         اگرچه مو نداره!

مدرک دانشگاهیش     مهندسیِ عمران

واقعیه مدرکش        نه اینکه مثل کردان...!

جزء رجال شهره       مبارزی جهادی

فرهنگی و سیاسی     علمی و اقتصادی

قومیتش مهم نیست     بچه خوزستانه

چند ساله سرپرستِ       روزنامه کیهانه

ویلا شمال نداره       نداره بنز شیش در

یه خونه داره توی       بافت قدیمی شهر

اهل حلال حرومه     مرد تلاش و کاره

میخواد که تبلیغ کنه     هزینشو نداره

نه اهل ساخت و پاخته     نه اهل زد و بنده

خیلیا خاطر خواشن     از جمله شخص بنده

***

قدیمیا می گفتن         با آه و سوز و ناله

(عالم شدن چه آسان        آدم شدن محاله)

اما مهندس ما       یه "آدم"شریفه

حساب کتاب کارش    شکر خدا ردیفه

***

 

مخاطب شعر من!        مسنی یا جوونی

حروم نشه فرصتت        رایتو قدر بدونی!

یه انتخاب اصلح       یعنی فقط مهندس

شهرمونو میسازه       اگه بره به مجلس

***

خیلی زمان نداریم     روزا داره میگذره

15 اردیبهشت      فلسفی یادت نره.

[ شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ فاطمه معین زاده ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب

ایران رمان